![]() |
![]() |
|
|
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بره و پشتت نمونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خیلی سخته تو پاییز با کسی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمیخواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 خرداد1386ساعت 21:38 توسط یه آدم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در دل تاریک این شب های من
ای امید نا امیدی های من برق چشمان تو همچون افتاب می درخشد بر رخ فردای من |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل تیر 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
نینی کوچولو (صدرا) |
|
RSS
|